ترسم كه شعرسنگ مزارمن اين شود***اوهم جمال يوسف زهرانديدورفت♥♥♥♥♥♥ حضرت مهدى(عليه السلام) : اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند♥♥♥♥♥♥براى تعجيل فَرَج زياد دعا كنيد، زيرا همين دعا كردن، فَرَج و گشايش شماست♥♥♥♥♥♥من آخرين نفر از اوصيا هستم، خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف مى‌گرداند♥♥♥♥♥♥كيفيّت بهره‌ورى از من در دوران غيبت، مانند كيفيّت بهره‌ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشم‌ها پنهان سازد♥♥♥♥♥♥هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال♥♥♥♥♥♥من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم♥♥♥♥♥♥ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‌كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم، كه اگر جز اين بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى‌كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد **پارس آباد مغان** - مغان نگين آذربايجان
پانل( ) | تقديم ائتمه تاريخي : شنبه بیست و سوم شهریور 1392

موقعیت و وسعت :
مغان در شمال شرقی ترین نقطه آذربایجان قرار گرفته است ومساحت آن حدود حدود 9/5226 کیلومتر مربع می باشد که حدود 1/29 درصد استان اردبیل > 7/4 درصد کل مساحت آذربایجان ویک سیصدو پانزدهم از خاک ایران را شامل می شود این منطقه از طرف شمال وشرق به جمهوری آذربایجان از جنوب به شهرستان مشکین شهر واز غرب به ارسباران محدود می گردد .
مغان در مقایسه با کشورهای کوچک جهان حدود 2751 بابر موناکو و244 برابر نائورو -85 برابر سان مارینو -32 برابر لیختن اشتاین -5/16 برابر مالت -8 برابر بحرین – 5 برابر گرنادا – 3 برابر کشور کومورو2 برابر  لوكزامبورگ مساحت دارد .
مغان تا سال 1355 یکی از توابع مشکین شهر محسوب می شد ودر این سال از شهرستان مشکین شهر جدا گردید وبعنوان یک شهریستان مستقل در چارچوب تقسیمات کشوری به شمار آمد وشهر گرمی به مرکزیت آن تعیین شد وشهرستان مغان دارای سه بخش مغان غربی ( به مرکزیت پارس آباد ) مغان شرقی ( به مرکزیت بیله سوار) و گرمی ( به مرکزیت گرمی ) گردید در شهریور 1370 نیز بدنبال تصویب مجلس شورای اسلامی بخشهای مغان غربی ومغان شرقی با تغییر نام به پارس آباد وبیله سوار بصورت دو شهرستان مستقل در آمده ومغان عملا به سه شهرستان مستقل ( گرمی بیله سوار وپارس آباد ) تقسیم شد .
دشت مغان در قسمت شمالی این منطقه به دشت هميشه بهار ایران معروف است این دشت یکی از قطبهای مهم کشاورزی ودامپروری ایران است  . سراسر دشت مغان به علت حاصلخیزی خاک – دمای مساعد وموقعیت خاص منطقه ای زیر کشت اقسام غلات حبوبات وعلوفه قرار می گیرد بی مناسبت نیست که مغان را انبار غله آذربایجان می گویند .
پارس آباد شمالی ترین نقطه دشت وشهرمرکزی آن بوسیله یک جاده آسفالته به اردبیل (228 کیلومتر ) اصلاندوز (50کیلومتر ) خدافرین (120کیلومتر ) مشکین شهر (200 کیلومتر ) وتبریز (400 کیلومتر ) وصل می شود فاصله آن از راه اردبیل تا آستارا 310 کیلومتر واز  همين راه تا تهران حدود 815 کیلومتر است .
دشت مغان یکی از مهمترین مناطق زیست محیطی کشور است از لحاظ زمستان گذرانی گونه های نادر پرندگان کوچنده به شمار مي آيد.
براساس مطالعات به عمل آمده توسط گروه پرنده شناسی سازمان حفاظت محیط زیست کشور در تالاب های دشت مغان انواع پرندگان کوچنده آبزی همچون پليکان خاکستری اردک چشم طلائی – اردک تاجدار – مرکوس سفید – قوی گنگ - قوی فریادکش – قوی کوچک – غاز خاکستری وبالکان کوچک مشاهده شده است .
تاکنون تصور می شد که زیستگاه پلیکان خاکستری در ایران منطقه میانکاله مازندران وکناره های خلیج فارس است از این پرنده در دریاچه سد میل ومغان اصلاندوز مشاهد شده است . تعدادپرندگان نادر کوچنده  آبزی در منطقه مغان عبارتند از :


حدود 10 تا 8 هزار قطعه از پرندگان کوچنده زنگوله بار نیز در مغان مشاهد می شود علاوه بر این گونه هایی ازپرندگان کوچنده کنار آبزی از قبیل سلیم – آ بچليک - گیلانشا – حواصیل خاکستری – اقرت – خروس کولی – لک لک – طاووسک – انواع مرغابی ها – سرسبز – خوتکا – سرحنایی – چنگر – نوک سرخ – کاکایی – اردک نوک پهن- آنقوت – طنجه – غاز وفلامینگو نیز از دیگر پرندگانی هستند که در دشت مغان زمستان خود را سپری می کنند .
تنوع گونه های پرندگان کوچنده در تالاب های مغان این منطقه را بعنوان یکی از اصلی ترین زیستگاههای پرندگان کوچنده در سطح کشور مطرح می کند وجود گونه های بومی ومهاجرت پرندگان کوچنده به این منطقه باعث شده تا از دشت مغان به عنوان بهشت پرندگان کوچنده یادشود .

پیشنیه تاریخی :
از زمانهای بسیار قدیم نیاکان آذربایجانیان در اراضی گسترده وسیعی می زیستند که از طرف جنوب به سواحل جنوبی دریاچه ارومیه از شمال به رشته کوههای قفقاز از شرق به دريای خزر واز غرب به مرزهای ارمنستان وگرجستان محدود بود. با توجه به شرايط طبیعی وجغرافیایی آذربایجان یکی از مناطق حاصلخیز وپربرکت ایران یکی از مهدهای قدیمی تمدن ومردم آن آفریننده فرهنگ پربار وذیقیمت مادی ومعنوی در روند تکامل تاریخ بوده که این خود هدیه گرانمایه ای به گنجینه تمدن وفرهنگ جهانی است در زمانهای بسایار قدیم در سرزمین آذربایجان دولتهای متعددی بوجود آمدند در سده های میانه این دولتها در تاریخ شرق میانه ودوره نقش مهمی ایفا کردند این دیار به واسطه قرار گرفتن بین راههای اروپا وآسیا توجه بسیاری از اشغالگران وجهانخوران را به خود جلب کرده است طی قرون متمادی آذربایجان از هر سو هدف یورشهای متعددی قرار گرفت وبه دفعات شهرها ودهات آن به ویراته تبدیل گردید مزارع وباغهایش خراب وهزاران نفر به هلاکت رسیدند اما مبارزات رهایی بخش مردم دلاور این سامان علیه اشغالگران متجاوز و بیگانه شجاعانه ادامه یافت.
زمینهای حاصلخیز ونیز نعمت های مادی بدست آمده از دسترنج کار توانفرسای مردم این سامان همواره مورد استفاده اسثثمارگران بیگانه بوده اما مردم مبارز این دیار در برابر اسثثمارگران وفئودالها به نبردهای سخت وبی امان دست ياز یده اند وبه سبب ایمانی که به آزادی داشته اند هرگونه تزلزل به خود راه ندادند .

زیستگاه آدمیان نخستین :
کاوشهایی که بوسیله باستان شناسان در اراضی آذربایجان به عمل آمده نشان می دهد که در این سرزمین از دوره پارينه سنگی نشانه ای از زندگی انسان بجا مانده است در دوران باستان گروههای انسانی در دشت پهنه ها وکناره های رودها پراکنده بودند وموطن وپناهگاه ثابت نداشتند دردوران دیرینه سنگی انسانها هنوز با تولید محصولات کشاورزی آشنایی نداشتند از این رو یا به شکار حیوانات دست می زدند ويا ماهيگيري می کردند ویا از ریشه گیاهان تغذیه می کردند وبا تغییر شرایط طبیعی در محیط زیست ورسیدن سرما انسانها به غارها پناه می بردند انسانهای نخستین ابزار کار اولیه خود را از سنگ می ساختند این ابزار در آغاز منحصر به زوبین های سنگی وبعد ها عبارت از چکش سنگی تبر ابزار تیز وغیره بوده انسانها از هر نوع  ابزاري به منظور خاصی بهره ور می شدند .
کشف آتش اهمیت بسزایی در زندگی انسان داشت چرا که سرچشمه روشنایی وگرما بود در آغاز انسانهای نخستین آتش را ازدهانه کوههای آتشفشان از گازهای شعله ور ویا از حاصل رعد وبرق شدید به دست می آوردند بعدها خود توانستند آتش درست کنند انسانهای اولیه نمی توانستند 
به ماهیت حوادث طبیعی پی ببرند به تقدس آتش روی آوردند وآن را ستایش کردند پرستش آتش از دوران باستان در فرهنگ وزندگی مردم آذربایجان تاثیر گذاشت بی جهت نیست که نشانه های تقدس آتش هنوز در بسیاری از افسانه ها وقصه های آذربایجانی بجا مانده است به عقیده برخی از پژوهشگران واژه آذربایجان با آتش پرستی مردم این سرزمین بی ارتباط نیست زمان درازی در تاریخ آذربایجان به(( دیار آتش)) معروف بوده است در روند تلاش انسانها موانست وپیوستگی ضرورت پیدا کرد واز این طریق گفتار خلق شد گفتار نشانه جدائی بزرگ انسان از حیوان بود .

وجه تسمیه :
وجه تسمیه مغان به عقیده محققین بدان جهت است که سالی یکبار پیشوایان آئین زرتشت در آنجا گرد می آمدند به تعبیر جامعه امروزی در باب مسائل دینی سیمنارهای ترتیب می دادند وچون معمولا سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امکنه هر مذهب تشکیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زرتشتی در این سامان می تواند دلیل آن باشد که این منطقه از نقاط بسیار مقدس دین باستان به شمار می آمد ابوریحان بیرونی که در قرن چهارم هجری قمری یعنی نزدیک تر ازما به زمان زرتشت زندگي می کرد در آثار(( الباقی عن القرون الخیاله)) زادگاه زرتشت را دشت مغان ذکر نموده است.
در خرابات مغان نورخدا می بینم این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم

در بعضي از كتب تاريخي وسفرنامه ها از نام مغان ياد شده است واكثر آن را منطقه اي حاصلخيز وسر سبز كه داراي احشام فراواني است ذكر كرده اند از جمله در كتاب تاريخ آذربایجان مي نويسند (( مغان یا موقان نام دشت باتلاقی است که از دامنه کوه سبلان تا کناره خاوری دریای خزر کشیده شده است ودر جنوب مصب رود ارس وشمال کوههای طالش قرار دارد)).این ایالت در دوره اسلامی گاهی جزو آذربایجان شمرده می شده ولی غالبا ناحیه ای جداگانه ومستقل را تشکیل می داد یاقوت حموی این ناحیه را جزو آذربایجان شمرده می نویسد: (( در آن دیه ها وچراگاههای بسیار است اکنون ترکمانان آن اراضی را برای چرا اشغال کرده واکثر اهل آن ناحیه را تشکیل می دهند کرسی موغان در قرن چهارم شهری بود به همان نام که اکنون تعیین محل آن دشوار است)) .
از گفته او استنباط می شود که  محتمل است آن شهر همان باجروان باشد که حمداله مستوفی آن را کرسی آن ناحیه شمرده است ودر زمان او خراب بوده است وی موضع آن را در چهارفرسخی شمال برزند که هنوز نام آن در نقشه ديده مي شود معین کرده است .

آثار تاریخی مغان :
دشت مغان یک معبر ودهلیز باز وسیع وتنها راه  وصول به فلات آذربایجان در آخربن حد شمالی آذربایجان است که ارتفاعات اردبیل مشکین وارسباران مانند دیوراه ای در جلوی آن قرار گرفته گردنه های صعب العبور وپرپیچ وخم حیران دوجاقلار ارشق وخروسلو موانع ارزنده ای در برابر نفوذ و ورود هر مهاجمی به داخل  فلات می باشد .
در دشت مغان هیچ اثری از شهرهایی که در کتب تاریخ مسطور است دیده نمی شود مانند باجروان –پیلسوار- همشهره –محمودآباد وغیره .
ولی باید در نظرگرفت که تمام اتلال وتپه های بزرگ وکوچک موجود باقیمانده آبادی هایی است که دستخوش حوادث وناامنی ها شده وبا خاک یکسان گردیده وگاهی نیز مدفون شده اند بنابراین دشت مغان صفحه ای مکتوم از تاریخ ایران بوده وگره گشای وقایع مبهم ووسیله ارتباط بین وقایع معلوم خواهد بود .

تپه نادری ( نادرشاه ) :
تپه عظیم نادر در جنوب غربی شهرک اصلاندوز در ملتقای رودخانه ارس و دره رود قرار دارد بلندی این تپه 30 متر و محیط اطراف آن حدود 1500 متر وطول آن 120 متر وعرض آن حدود 100 متر است ظاهرا این محل در سده های متمادی واحد مسکونی بزرگی را تشکیل میداده از هزاره اول پیش از میلادتا اواخر سده یازدهم هجری قمری مسکون بوده شاید قدمت آن تاهزاره سوم وچهارم قبل از میلاد نیز برسد از اشیای مکشوفه در آن می توان از سفال خشت پخته دوران پارتي سفالهای منقوش دوره اسلامی تعداد زیادی سنگ انسبیدین به حالت تیغه و سنگ خام را نام برد تپه نادری از منظر تاریخی قابل توجه است در این مکان بود که نادرشاه جهت خلع شاه طهماسب دوم صفوی انجمن بزرگی تشکیل داد وسران کشور وبزرگان را به دشت مغان فرا خواند که منجر به خلع طهاسب میرزا ورسیدن وی به تخت سلطنت شد.         


قلعه اولتان :
در 500 متري روستاي اولتان ، كنار رودخانه ارس قرار دارد و در زمين صافي به ابعاد 800*400 متر بنا گرديده است . دور تا دور اين قلعه را ديوار بزرگ خشتي به قطر 92/5 متر احاطه كرده و آثار خندق بزرگي به عرض 30 متر كه سه سمت آن را فرا گرفته ، ديده مي شود . جبهه شمالي آن رود ارس ،و روستاي اولتان در قسمت جنوبي اين قلعه است وضع ظاهري ساختمان مانند قلاع نظامي است ، از روي برشي كه قبلابوسيله بولدوزر در ديوار شرقي قلعه ايجاد شده توانسته اند قطر ديوار و اندازه خشت هاي بكار رفته (10*41*41 تا 10*44*44) سانتيمتر را مشخص كنند بانيان نخستين قلعه اشكانيان بوده اند به واسطه استحكام و موقعيت مناسبي كه داشته تا قرن دوازدهم هجري از آن استفاده شده است . سفالهاي متنوعي كه بدست آمده مويد اين نظر است . سفالهاي بي نظير و متنوع دوره هاي مختلف اسلامي قلعه اولتان در خور توجه و شايان اهميت است . درون محوطه قلعه نيز تپه هايي وجود داردكه واحد هاي كوچك ساختماني بوده و ساختمانه هاي عمده و اصلي در ضلع شرقي قرار داشته ، كه به علت تغيير مسير رودخانه ارس قسمتي از آن شسته شده و از بين رفته و با وجود اين قسمت اعظم آن هنوز در زير خاك مدفون است .

گورستانهاي قديمي :
در پهنه دشت مغان همه جا ، گورستانهاي وسيع و اغلب منسوب به هزاره اول ق . م وجود دارد كه بيشتر آن ها در معرض تجاوز و حفاري قاچاق قرار گرفته و مي گيرد .
در نزديكي اصلاندوز گورستان هاي قوش اوتران ، قلي بيگلو ، اخجي ، گدانلو و كرار واقع ، كه مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد است .
گورستانهاي باستاني در دامنه كوهها و رودخانه ها كه آفتابگير و رو به مشرق و طلوع آفتاب است انتخاب شده زيرا آفتاب و آب در مذهب ميترائيسم جنبه تقدس دارد ، گورستانهاي مربوط به هزاره پيش از ميلاد قلي بيگلو و قوش اوتران و ساير گورستانهاي مكشوفه و گورستانهاي عهد ساساني ( اخجي ) بدون استثنا داراي چنين مشخصاتي هستند . طرز تدفين بواسطه آهكي بودن خاك كه باعث از بين رفتن و پوسيدگي استخوان مي شود ، به طور كلي معلوم نشد اما قلعه استخوانهاي كوچك كاسه سر و قلم پا نشان مي دهد كه جهت مردگان شرقي ، غربي و سر و صورت روبروي آفتاب قرار داشته است .

قيز قلعه سي :
ثبت تاريخي اين قلعه سال 629 است . در كنار رودخانه برزند در 17 كيلومتري شمال گرمي دژ مستحكم و يزرگي جلب توجه مي كند كه به قيز قلعه سي مشهور مي باشد و خود شهرستان بيله سوار به شمار مي رود و يكي از قلاع متعددي است كه بانام قلعه دختر در سرتاسر ايران شناخته شده است . مصالح اين قلعه از قلوه سنگ و ملات ساروج است و در حال حاضر از آن ، در ديوار ناقص و دو برج باقي مانده است . سبك و نام بنا ، قدمت آن را به دوران اشكاني و ساساني منسوب مي شود .
بارزترين فصل جغرافيايي انساني مغان پديده عشاير و كوچ منظم فصلي دسته هاي مختلف آنها در رابطه با محيط مسكوني و طبيعت منطقه است و اين شيوه زندگي در بيشتر نقاط ايران نيز وجود دارد . اگر چه بدين شيوه زندگي در مغان در منابع و كتب مختلف اشاراتي رفته است ولي از هماهنگي آنها با طبيعت و جابجايي و نوع معيشت آنها طبق قوانين اقليمي كمتر سخن به ميان آمده است .
آنچه درباره عشاير مغان گفتني است اين است كه اين قشر مردماني پاك سرشت ، مهمان نواز ، صميمي ، معصوم ، سختكوش و استوار هستند كه با پوستي خشكيده و سوخته در دامنه كوهها و ضخره ها و پهنه دشتها به دنبال گوسفندان خود ، براي بقا ، با طبيعت خشن در ستيز و نبردند . انسانهاي كوچ نشيني كه پس از سپري شدن قرنها تبديل به مردماني خود كفا با فرهنگي اصيل و غني شده اند و تا به امروز نيز توانسته اند با وجود همه مشكلات و كاستيها و بي توجهي ها ، همچون كوه استوار مانده و خود را حفظ نمايند اما اين سوال پيش مي آيد كه آيا عشاير منطقه باز هم مي توانند به زندگي چوپاني و بدوي خود خود آن هم در عصري كه جهان با سرعتي فوق العاده به پيش مي رود و به تكامل علوم مي انجامد ادامه دهند ؟
روشن است كه دوام زندگي كوچ نشينان در دشت مغان و سيلان صرف علاقه به كوچ نشيني نيست بلكه آنان نگران آينده مبهم خود پس از اسكان هستند ، چه بسا فرزندان اين نسل نيز رغبت چنداني براي ادامه زندگي
كوچ نشيني و عشايري از خود نشان نمي دهند ، پس براي ميل به اهداف و مقصود بايد آنان را دريافت.

مسائل اقتصادي :
اقتصاد پارس آباد بر اساس كشاورزي ، دامداري ، صنايع كارخانه اي و بخش خدمات استوار گرديده و به دليل مساعد بودن شرايط آب و هوايي و زمين حاصلخيز يكي از قطبهاي مهم كشاورزي ايران بشمار مي رود . كشت محصولات به دو صورت آبي و ديمي صورت مي گيرد و آب از رودخانه ارس و بوسيله كانال كشي تامين مي شود . مهمترين محصولات كشاورزي پارس آباد عبارتند از : گندم ، جو ، ذرت ، برنج ، تره بار ، بنشن، سويا ، چغندر قند ، پنبه و گردو را نام برد . از نظر دامداري به دليل غني بودن مراتع اين بخش از رونق بسياري برخوردار است و از انواع دام مانند گوسفند ، گاو ، گاو ميش ، بز ، شتر و اسب نگهداري مي شود . در مورد صنايع دستي بايد گغت كه از قديم قالي و گليم بافي در اين ناحيه رايج بوده است . عمده فعاليت شهر در بخش كشاورزي و بعد از آن در بخش خدمات است .
اكثر توليدات كشاورزي و دامپروري از پارس آباد به بازار مصرف در شهرها صادر مي شود . چغندرتوليدي در كارخانه قند به شكر و قند تبديل مي شود و ميوه هاي مرغوب آن علاوه بر صدور به بازارهاي داخلي و خارجي در كارخانه وابسته به كشت و صنعت و دامپروري مغان به كنسرو ، كمپوت ، آبميوه و خشكبار تبديل مي شود . توليدات كارخانه آبميوه مغانه عبارتند از : هلو ، آلبالو ، شليل ، سيب ، آلو و غيره .
پارس آباد داراي صنايع و كارخانجات بزرگ و كوچك مي باشد . كارخانجات قابل توجهي كه در منطقه پارس آباد فعاليت مي كنند عبارتند از : كارخانه قند با ظرفيت 5000 تن ، كارخانجات پنبه پاك كني كشت و صنعت ، قيزيل وش ، وش مغان ، وش دشت و غيره .
شهر پارس آباد حالت خوابگاهي دارد و ارائه كننده خدمات بر صنايع و كشاورزي مي باشد و بعلت رشد فعاليتهاي اقتصادي فوق به شدت مهاجر پذير مي باشد و تراكم آن با وجود وسعت شهر بالا خواهد رفت .
7 قطعه اردک چشم طلائی – 9 قطعه اردک تاجدار وکوچنده 400 قطعه غاز خاکستری 5 قطعه مرکوس سفید 1500 قطعه انواع قو و55 قطعه بالکان کوچک به گفته کارشناسان جمعیت بالکان کوچک در سطح جهان از 5000 قطعه تجاوز نمی کند ووجود 55 قطعه از این نوع پنده در دریاچه سد اصلاندوز   پديده ای مهم واستثنایی در کشور به شمار می رود .
نوشته: احدقاسمي
سايت:مغان شهر


یازیچی:


گؤروشونوز : مغان نگين آذربايجان